مادر زجر کشیده شب عیدی شرمنده بچه ها یش بود
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 11:41
فاطمه خانم مادر زجر کشیده ای بود که چند روزی در خانه زمین گیر شده بود او هر روز صبح زود بچه هایش را اول به خدا و بعد به صاحب خانه اش که پیر زنی بود مهربان و دلسوز بود می سپرد و به خانه مردم می رفت تا شکم بچه های بی پدرش را سیر کند او بخاطر درد زانویش چند روزی بود که نمی توانست سر کار برود پسرش تقریب...
در حسرت دلبند ش تا مدتها اه می کشید
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 11:41
مادری درد مند و فقیر و زجر کشیده با دستان لرزان کودکش را در یک شب سرد اواخر پاییز در حالی که می لرزید غم از دست دادن کوک دلبندش بند بند وجودش را به لرزه در اورده بود چون بخاطر داشتن پنج بچه قدو نیم قدم دلش نیامد او را سقط کند بلکه تصمیم گرفت او را بدنیا اورد سر درگاه خانه ای که انها فرزند ندارند بگذ...
در ان دنیا روز مادر را به مادرش تبریک بگوید
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 11:41
دخترکی با سر و وضع ژولیده در گوشه ای شلوغ و پر رفت و امدنشسته بودو دستش را به سوی همه دراز می کرد رنگ زرد او فریاد می زد که دچار سوء تغذیه است رهگذران........ دخترکی با سر و وضع ژولیده در گوشه ای شلوغ و پر رفت و آمد نشسته بود و دستش را به سوی مردم دراز کرده بود رنگ روی زرد او فریاد می زد که دچار سوء...
فقر
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 11:41
فقر اگر از جامعه ریشه کن شود همه انسانها به طور مساوی رزق و روزی می خورند هرگز به خاطر مال و ثروت به همدیگر فخر نمی فروشد بلطبع زندگی شیرین می شود هرگز خواهر برادر همنوعمان گرسنه سر بر بالینی نمیگذارد تا همگی درکنار هم با آرامش طی طریق زندگی کنیم.
مانند گلی پژمرده
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 11:41
کودکی کوچک در کنار گذر گاهی در حالی که از فقر و نداری مانند گلی پژمرده شده بود دستانش را به سوی مردم برای گدایی دراز می کردوچون ان بی خبران به خاطر سرمای شدید سر بر گریبان نهاده اند و نیم نگاهی به آن کودک فقیر و مستمندنمی کردند مگر عده ای سکه ای در دستان نحیفش می انداختندو از کنارش رد می شدنندآنها ن...
لبخند شیرینی گوشه لبانش نقش بسته بود
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 11:40
کودکی که بر اثر فقر و نداری مجبور بود سر چهار راهی به گدایی پردازد زمانی که می خواست خود را به جای همیشگی خود برساند ناگهان با اتومبیلی تصادف می کند ان اراننده از خدا بی خبر فرار می کند و ان کودک را به حال خود وا می گذارد کم کم دور و بر آن کودکی که چند لحظه پیش در دلش از تنهای و نداری رنج می برد دور...
چرا کودکانی که باید مانند شاپرکان این سو و انسوی روند انقدر پژمرده اند
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 11:40
کودکانی بخاطر فقر و نداری ناچارند از صبح زود دست نیاز به سوی هر کس و ناکسی دراز کنند و از آنها کمک بخواهند تا که اگر دلی بحالشان سوخت سکه ای در دستان نحیف و لاغرشان اندازند تا پدر و مادر معتاد آن کودکان از دسترنجشان دود و دمشان براه باشد و مشغول عیش و نوش شوند و در گرمای شدید و در سرمای شدید کودکان ...
زمزمه های کودک علیل
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 11:40
کودکی را روی ویلچر هر روزه به همراه پدر علیلش در کنار مغازه خوار و بار فروشی بزرگی می بینم که در حالی که گردنش تعادلی ندارد و دائم به سویی افکنده می شود به رهگذری با التماس نگاه می کرد و دستانش را برای گرفتن کمک به سوی انها دراز می کرد نگاه ان کودک علیل انگار با ادمی حرف می زند اگر خوب و دقیق به زمز...
شب یلدا یعنی چی
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 11:40
در گذر گاهی شلوغ و پر رفت و آمد دو برادر با لباس ژولیده و کثیف در سوز و سرمای اخرین روز اذر ماه کنار همدیگر نشسته بودند انها هر روز به فرمان پدر بی رحمشان به آنجا می رفتند تا گدایی کنند و جیب پدر مفت خورشان را پر کنند در گذر گاهی شلوغ و پر رفت و آمد دو برادر با لباس ژولیده و کثیف در سوز و سرمای اخری...
سایر وبلاگهایم
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 11:40
ادرس وبلاگ هایم که شامل دلنوشته ها و دلسروده های من 1..... اشعارم در باره ائمه و اطهار ffathi20.LoxBlog.Com 2... دلسروده های فرخ لقا فتحی ffathi31.LoxBlog.Com ffathi48.LoxBlog.Com 3... ارتباط با ائمه و اطهار ffathi62.LoxBlog.Com.... 4..... دلنوشته های من عاشق خدا ffathi50.LoxBlog.Com 5..... فقر ffat...